< محفل بسیجیان وفدائیان ولایت >
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
هیئت علی اصغر
درباره ما
هیئت مذهبی نوجوانان متوسلین به حضرت علی اصغر در مشهد مقدس -رضاشهر-بلوار پیروزی-شهرک نجفی در سال85شروع به فعالیت کرده است. اعضای این هیئت همگی در رنج سنی نوجوانان می باشند. جلسات این هیئت پنجشنبه شبها واقع در شهرک صورت می گیرد. عمده فعالیت های این هیئت برگزاری مراسمات جشن وعزاداری بصورت عمومی در فضای باز و بسته-برگزاری مراسماتی مثل یادواره شهدای شهرک یا موضوعاتی مانند جنگ نرم وحجاب و.....-برگزاری اردوهای فرهنگی تفریحی ووو....

مدیریت وبلاگ : مرتضی خداشناس
نویسندگان

پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اخیر وبگاه

ما بی معرفت ها ...!!!


سلام این مطلبم  رو تقدیم میکنم به تمومه معلولین مشهد ، ایران و حتی جهان ....  بله امروز روز معلوله ... چقدر این افراد رو دیدیم منظورم اینکه بهشون زل بزنیم یا خیره بشیم ،نیست ها.منظورم اینه که چقدر رفتیم دیدارشون چقدر تبریک گفتیم بهشون چقدر به درد دلاشون گوش دادیم فکرکنم دور واطرافمون رو یکمی نیگاه کنیم بد نیست تا روز مهندس میاد همه به مهندسا تبریک میگن تا روز معلم میاد همه به معلما تبریک میگن تا روز مادر میاد همه به مادرا تبریک میگن اما برایه معلولا یه همچین برنامه هایی داشتیم یا فقط برایه دلخوشکنک 12 آذر رو روز معلول گذاشتیم... نه اینکه اونا احتیاج به تبریک ما داشته باشن ، نه! اونا به این وضع عادت دارن اما دقت بکنیم می بینیم که یه جورایی ما نیاز داریم که بریم اونا رو ببینیم باهاشون حال واحوال کنیم... خیلی از این ناشکری هامون تموم میشه .. خداییش اصلا خودم وقتی با معلولین عزیز رفت و آمد میکنم روحیه می گیرم  ... نمی دونم تا به حال شده رفت و آمد کنین ؟ یه روحیه خاصی دارن که تا باهاشون نباشی نمی تونیم این روحیه رو درک کنین... یه نماهنگی بود تویه تلویزیون پخش میکرد همون که طرف غصه داشت برایه چی جوراب نداره اما یه دفه یه معلول ازناحیه پا از جلوش رد شد و همونجا دوزاریه طرف افتاد که بابا خداروشکر که پا دارم جوراب چیه دیگه و راهش رو کشید رفت! نمی دونم اصل قضیه رو گرفتید یانه؟! ... به غیر از اون روحیه ای گفتم یه همچین حسی هم بهتون دست میده. اینجاست که میگنم ناشکری هامون تموم میشه ! بله! منی که خدا همه ی اعضامو سالم آفریده دائم میزنم زیر غرغر که خدا برایه چی این نشد اون نشد اما نمی دونم تو همین شهر کسایی هستن که تا سر کوچشون باسختی می تونن برن یا اصلا نمی تونن از جاشون جم بخورن ، کسایی هستن نمی تونن سوار اتوبوس یا تاکسی بشن نمی تونن حتی از یه جوب نیم متری رد بشن! خیلی بده ما اینا رو نبینیم یا نخوایم ببینیم که یه وقتی نکنه دپرس بشیم!!! رک بگم ما بنده ها باید غم هایی رو ببینیم که شکر خدا کنیم. و در آخر... فرشتگان به خدا گفتند : تو به انسان همه چیز دادی اما یک سوال چرا به آنها غم دادی.. خداوند آهی کشید گفت : غم را برایه خودم دادم! تا انسان بوسیله آن یادی از من بکند ... دست تمامه کسایی که بی منت به معلولین جسمی و ذهنی خدمت می کنن رو می بوسم و به تمومه معلولین روزشون رو تبریک میگم  و به اونا می گم : با اینکه توقعی ندارین اما مارو ببخشید اگه اونطور که باید ، یادی نمیشه از شما ...


یاعلی

مرتضی خداشناس




نویسنده مرتضی خداشناس در ساعت 16 و 57 دقیقه و 38 ثانیه | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

ساعت فلش مذهبی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
برچسب‌ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic