تبلیغات
هیئت نوجوانان متوسلین به حضرت علی اصغر(ع) - مشهدمقدس - درد دل در چند دقیقه 13 ...
< محفل بسیجیان وفدائیان ولایت >
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
هیئت علی اصغر
درباره ما
هیئت مذهبی نوجوانان متوسلین به حضرت علی اصغر در مشهد مقدس -رضاشهر-بلوار پیروزی-شهرک نجفی در سال85شروع به فعالیت کرده است. اعضای این هیئت همگی در رنج سنی نوجوانان می باشند. جلسات این هیئت پنجشنبه شبها واقع در شهرک صورت می گیرد. عمده فعالیت های این هیئت برگزاری مراسمات جشن وعزاداری بصورت عمومی در فضای باز و بسته-برگزاری مراسماتی مثل یادواره شهدای شهرک یا موضوعاتی مانند جنگ نرم وحجاب و.....-برگزاری اردوهای فرهنگی تفریحی ووو....

مدیریت وبلاگ : مرتضی خداشناس
نویسندگان

پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اخیر وبگاه

 

گرفتن امتحان در زمانی نامعلوم .... !!!

 

 

 





سلام

بدون هیچ مقدمه ای می رم سره اصل مطلب!!! اطرافیانی كه خودشون می دونن كیا هستن !! (واوون كیا خیلی برام عزیزن) بحثهایی طی پرسیدن سوالاتی مختلف كردن كه باز این ذهن داغون منو كه دائما مشغوله یا بقوله خارجیا (Busy) هستش رو به فكر انداخت... حالا می پرسین كه موضوع چی بوده‌؟! باشه می گم .....(جالب اینه كه قراربود بدون هیچ مقدمه ای مطلبامو بگم ... امان از پرحرفی!!!)

-        یكروز تو خونه مشغول تماشای تلویزیون بودم كه یك عزیز كنارم نشست و از همكارای پدرش گفت : همكار بابام توی اینترنت درقسمت گوگل عبارته ( سوالای شب اوله قبر رو جستجو كرده !)ودر ادامش می گفت كه این چه كاریه ؟ آدم برای چی اینقده ناامید باشه ؟ به همكار بابام گفتم كه تو می خوای هنوز زنده باشی... هنوز جوونی ... و ...

-        یكروز دیگه تو مسافرت با اقوام بودیم كه تو جاده پشت یه وانت جمله ای قصار از اوون دنیا نوشته بود بطوریكه آدم ناخود آگاه به یاد اوون دنیا می افتاد. در همین موقع یكی از همراهیان ما شروع كرد به گله كردن كه چرا آدم اینقده باید نا امید باشه؟... چرا از الان بفكر مرگ باشه؟ ما هنوز جوونیم ،‌این راننده وانت هنوز جوونه، می خوایم تو این دنیا هنوز زندگی كنیم و....

این دومورد و این سوالاتی كه عزیزان كردن بدجور منو بفكر انداخت و بدنبال یه جواب قانع كننده برای خودم گشتم... شاید نباید اینقدر دنبال مرگ باشیم یا شاید نباید فكرمون رو به این مسائل ناامید كننده سوق بدیم... نمی دونم ... مگه یاد آوری مرگ كار درستیه یا غلط؟... اصلا چی شده كه یادآوری مرگ باعث نا امیدی و یأس میشه ؟ مگه تصور مردن خیلی تلخه؟ مگه این عمل سراغ همه ما آدما نمیاد؟مگه واقعیت نیست؟این دنیا واون دنیا چقدرطول میكشه؟ چی شده كه عده ای از مرگ می ترسن و عده ای بدنباله مرگ بودن(شهیدان 8سال دفاع مقدس)... شاید فرق ماهیت این مرگ و اوون مرگ باعث اضطراب میشه؟؟ ....... و هزاران سوال دیگه ....

با خودم گفتم اگه ما مردن رو یه امتحان بدونیم همه چیز حله.... امتحانی كه زمانش معلوم نیست، ولی دیر یا زود از همه ی ما آدما می گیرن.... دقت كردین وقتی به كسی میگن شما از الان تا 10روز وقت داری تا فلان امتحان رو ازت بگیریم، بعدش طرف میره تو این 10 روز قشنگ با حساب و كتاب برنامه ریزی میكنه تا برای امتحان حاضر شه حالا اگه به اوون بنده خدا فرداش بگن بیا امتحان بده ،آیا چیزی بلده !ممكنه خیلی براش غافلگیر كننده باشه و مثله آهو تو گل گیر كنه! خوب باتوجه به اینكه این امتحان هیچ مهلت معلومی نداره ، باید همیشه آماده باشی ..بطوریكه اگه مجبور بشی چندثانیه بعد ازت امتحان بگیرن ،‌آماده ی آماده باش... بعدش چرا ما مرگ رو قشنگ نمی دونیم؟؟؟!!! چرا از مرگ ومیر فقطو فقط جهنمش وسخت گیریهاش رو به یاد میاریم..بابا وعده های دیگه ای هم مثله بهشت هم دادن!اما قابل توجه خودم كه بهشت را به بها دهند نه به بهانه .....پس چرا سعی نكنیم خوب باشیم ؟ چرا بندگی در برابر خدا رو به اوج نرسونیم؟ و یه سوالی شامله همه ی ما آدما میشه ؟ چرا و چرا این چند سال كمهِ یِه دنیا رو كه مدتش هم معلوم نیست ،رو به هزاران ساله اوون دنیا میفروشیم؟! من شاید 20سال شاید 40 سال وووو شاید خیلیم عمر كنم ،120سال باشه... همین شایدها رو بفروشم به چندین هزار سال اوون دنیا .... من نمی گم همش غمگین باشیم ویا همش اونقده بفكر اوون دنیا باشیم كه این دنیا رو فراموش كنیم نه! همین چیزایی كه خدا گفته رو انجام بدیم بسته... ممكنه سخت باشه اما به زندگی خوب هزارساله می ارزه ... مگه اون بالایی چی می خواد ...انجام واجبات و ترك محرمات والسلام!!!  اگه اینجوری باشی وقتی عزرائیل اومد سراغت نه تنها ناراحت نمیشی و بهش التماس به نبردنت نمی كنی بلكه آغوشت رو باز می كنی و میگی هر چه سریعتر منو ببر!... مگه تو تاریخ قصه حضرت قاسم پسر امام حسن(ع) در عاشورا رو نخوندین ، كه مرگ نزد یه نوجوان 13 ساله شیرین تر از عسل بود ...حالاهمین الان خیلی ها میگن مارو با بزرگا مقایسه نكن !! باشه اصلا چرا راه دور بریم همین شهدای تو جنگ ایران و عراق... اینا كه حضرت یا فرشته نبودن .مثله منو تو توی همین كشور زندگی می كردن اما اگه برین زندگی نامه هاشون یا وصیت نامه هاشون رو بخونید، وصف مرگ و شهادت رو از زبونشون می فهمید.... باید دیدمون رو  نسبت به مردن و رفتن به اوون دنیا عوض كنیم ...

ببخشید سرتون رو بدرد آوردم.در ادامه چند حدیث نوربخش از ائمه معصومین نوشتم تا استفاده كنید... ازمن خداحافظ ...

 :1-  امام صادق علیه السلام

 اعمل الیوم فی الدنیا بما ترجو به الفوز فی الآخرت

. امروز در دنیا کاری انجام بده که بوسیلۀ آن به رستگاری در آخرت امید بری

:  حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 2-

حب الدنیا و حب الله لایجتمعان فی قلب أبدا

دنیا دوستی و خدادوستی هرگز در یک قلب جمع نمی شوند .

:3- حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

 ا عظم الناس هما المؤمن یهتم بأمر دنیاه و أمرآخرته

با همت ترین مردم مؤمنی است که هم به کار دنیایش و هم به کار آخرتش اهتمام دارد .

: 4-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

 ا لدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر

دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.

و  الی ماشاالله ...

 

یاعلی

مرتضی خداشناس



برچسب ها : مردن ،امتحان ،
نویسنده مرتضی خداشناس در ساعت 13 و 15 دقیقه و 53 ثانیه | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

ساعت فلش مذهبی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
برچسب‌ها