< محفل بسیجیان وفدائیان ولایت >
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
هیئت علی اصغر
درباره ما
هیئت مذهبی نوجوانان متوسلین به حضرت علی اصغر در مشهد مقدس -رضاشهر-بلوار پیروزی-شهرک نجفی در سال85شروع به فعالیت کرده است. اعضای این هیئت همگی در رنج سنی نوجوانان می باشند. جلسات این هیئت پنجشنبه شبها واقع در شهرک صورت می گیرد. عمده فعالیت های این هیئت برگزاری مراسمات جشن وعزاداری بصورت عمومی در فضای باز و بسته-برگزاری مراسماتی مثل یادواره شهدای شهرک یا موضوعاتی مانند جنگ نرم وحجاب و.....-برگزاری اردوهای فرهنگی تفریحی ووو....

مدیریت وبلاگ : مرتضی خداشناس
نویسندگان

پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اخیر وبگاه

CCTV یا خدا   !!!




سلام

به به .... سلام به همه دوستان...یه چند روزی از این دلنوشته ها ننوشتم!!. میدونم كه چه روزای خوبی براتون بوده اما بگم زهی خیال باطل بعد عمری باز ملكه عذابتون اومد تا یه سری حرفها رو بصورت درددل یا همون دلنوشته تحت عنوان درددل درچند دقیقه بزنه... اما شاید تیتر بالا كمی گیجتون كرده البته بجز شما بچه زرنگا كه می دونم از رو شكل همه چیز رو گرفتید...این تیتر ازون دغدغه های  نابیه كه من چندروز قبل باهاش برخورد كردم و باز باعث شده تا بیام و سرتون رو بدرد بیارم...

-یه روز تو یه اداره كه پدر یكی از رفیقام در اونجا كار می كنه ، با خود رفیقم اونجا رفتیم تا دم دره خود اداره رسیدیم دیدم رفیقم به خودش رسید و با نظم خاصی راه می رفت بطوریكه خیلی تابلو بود وقتی دلیلش رو پرسیدم یه تنه به بغلم زد وگفت اوون بالا رو نگاه كن !تازه متوجه شدم كه بله این آقا محض خاطر دوربین های اوون اداره كه تحت نظر پدرش و همكارای پدرش بوده داره با این ژست بدون خطا راه میره‌!!!

-یا حتی اصلا اگه دقت كرده باشید تمامی مغازه ها اعم از آفتابه فروشی تا طلافروشی رو سر دره مغازشون جمله ((مجهز به دوربین مداربسته)) زدن...

-این موضوعات منو به فكر انداخت كه چی خوب می شد ما آدما ارزش خدابه این بزرگی رو العیاذبالله زبونم لال زبونم لال به اندازه همین چندگرم دوربین می دونستیم.شاید خیلی از خطاهایی كه می كنیم نمی دونیم كه بابا ،یكی اوون بالاها داره نگاه می كنه! یا اگه كارمون جایی گیر كرد بدونیم كه اوون بالایی باخبره از این قضیه و كارمون راه میفته.      فكرشو بكنین اگه همه می دونستن بقول امام خمینی كه عالم محضر خداست یا به قول خودم یه دوربین گنده اوون بالا داره میبینه و بهش عمل می كردن ، دنیا گلستون می شد و همه مومن خدا می شدن...

 اینارو نمیشه به زبون بهشون اعتقاد پیداكرد.باید قلبا به این مسائل ایمان داشت.مثلا تو این مساله من یاد یه داستانی كه برای یه عارف اتفاق افتاده ،میفتم...روزی عارفی نزد استاد خود برای دریافت نكته اخلاقی میره و استاد ش از معجزه های كلمه بسم الله براش میگه. اوون عارف به این كلمه اعتماد قلبی پیدا میكنه و طوری میشه كه با بیان بسم الله از رود عمیقی كه كسی ازش نمی تونسته رد بشه براحتی عبور میكنه(روی سطح آب راه میرفته)  تا اینكه روزی عابری اونو در این حالت میبینه وتوانایی عارف رو در عبور از رودعمیق تحسین می كنه! بعد از آن عارف این فكر كه شاید این از توانایی های خودمه و ربطی به بیان بسم الله نداره به ذهنش میاد و اونو با استادش درمیون میگذاره.استاد در جوابش میگه دیگه به هیچ عنوان از رود رد نشو.اما رد شدن عارف از رود همانا و غرق شدن اون همانا ،چراكه دیگه اوون اعتماد قلبیشو نسبت به بیان بسم الله ومعجزه هاش رو از دست داده بود.

اصل داستان ما آدما بنظرم همینه ، شاید ماها به این مسائل اعتماد قلبی (ایمان ) نداریم .

یاعلی

مرتضی خداشناس



برچسب ها : دردل ،دلنوشته ،خدا ،
نویسنده مرتضی خداشناس در ساعت 09 و 02 دقیقه و 13 ثانیه | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

ساعت فلش مذهبی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
برچسب‌ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات